شهدای گمنام و گمنامان شهید

سلام بر دست های بریده شده ، بر انگشت های جدا شده از دستان ، انگشت هایی که راه هدایت را هنوز نشانه اند ، بر انگشترهای بی انگشتی که نام « کشتی نجات این امت » بر نگین آنان حک شده است.سلام بر پیشانی هایی که بوسه گاه گلوله شد ...
دلنوشته ای برای حاج همت

قلم وضو بگیر و بنویس برای قهرمان و اسطوره شهر دلت برای اویی که محبتش چون تنفس شده بی آن زیستن نتوانی. قلم بنویس! برای سردار خیبر ! برای شقایق پرپر ! برای همت ...
سرزمین نور دلت را پر از باران می کند

« سرزمین نور » سرزمین معانی است. سرزمین درک و شهود است. در آنجا نادیدنی ها به چشم می آیند و ناشنیدنی ها شنیده می شوند و ناگفتنی ها به زبان می آیند ، بوی ایمان در مشام جان می نشیند و معنویت لمس می گردد...
فکه مثل هیچ جا نیست

فکه مثل هیچ جا نیست. نه شلمچه ، نه طلائیه ، نه ... فکه فقط فکه است ! با قتلگاه و کانال هایش ، با تپه ماهور و دشت هایش. فکه قربانگاه اسماعیل هاست به درگاه خدای مکه. فکه را سینه ای است به وسعت میدان های مین گسترده بر خاک ...

در ادامه مطلب چند عکس زیبای دیگر را ببینید :
خاطره ای از نور

وقتی از زیر قران و آینه رد شدم و از هیاهوی شهر خود گذر کردم ، تازه دریافتم روی دست های جاده ام و جاده پلی شد برای من که می خواستم سفری فراموش نشدنی را آغاز کنم و به دیدار آنهائی بروم که در گیرودار زمانه فراموش شده که نه ، غریب مانده اند ...
شهید نامی زنده

شهیدان زنده اند. به هر کوچه و محله ای که نگاه می کنی ، چهره های شاد و خندان را می توانی ببینی که با عطر خدایی که در نفس هایشان جاری است ، از پدر و مادرشان وداع می کنند. آری آنان زنده اند و در میان ما ! شاهد و ناظر ما ، مگر نه اینکه شهید خود شاهد است ...
دو کوهه منزلگاه عشاق است

نمی دانم چرا من حقیر به اینجا دعوت شده ام ؟ دعوتی که از جنس مشاهده و کشف گوشه ای از حقایق است. دعوتی که در دل تاریخ مستتر است و از ازل تکرار شده است که حتمأ نقطه اوج آن در فریاد « هل من ناصر» حسین (ع) در عاشورا است که هنوز هم تاریخ را می لرزاند ...

در ادامه مطلب چند عکس زیبای دیگر را ببینید :
جامی از نور

معبودا دل غمدیده من مرهمی خواست تا که جام هستی را بنیان دهد . پاهایم توان ایستادن نداشتند و دست هایم عاجز از برخاستن به درگاهت بودند . تو به واسطه خاک هایی بی کفن ، وجود گرفته از خون لاله ها ، جامی از نور به من دادی و در گوشم اذان عشق را گفتی ...


